السيد مرتضى العسكري

305

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

به القاى شبهه پردازد و براهين روشن موسى عليه السّلام را تحت الشعاع قرار دهد . خداوند درباره او و موضع‌گيرى دوباره‌اش مىفرمايد : وَ لَقَدْ أَرَيْناهُ آياتِنا كُلَّها به راستى كه ما همه آيات خود را به او نشان داديم . « 1 » يعنى پس از آنكه ما آيات عامّه هستى و آيات خاص و ويژه‌اى را كه موسى آورده بود به او نشان داديم ، فكذّب و ابى او تكذيب كرد و سرباز زد ، و گفت : أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى * فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَ بَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لا أَنْتَ مَكاناً سُوىً * اى موسى ! آمده‌اى كه با سحر خود ، ما را از سرزمينمان بيرون كنى ؟ ! مسلما ما هم سحرى همانند آن براى تو خواهيم آورد ، اكنون تاريخ معينى را ميان ما و خودت قرار ده كه نه ما و نه تو ، هيچ‌يك از آن تخلف نكنيم ، در مكانى كه نسبت به همه مساوى باشد . « 2 » موسى عليه السّلام از قوم بنى اسرائيل بود ، آنان در سرزمين مصر غريبانه به بردگى گرفته شده بودند ، و فرعون با اين سخن كه : آمده‌اى تا ما را از سرزمينمان بيرون كنى ؟ مىخواست اطرافيان گردنكش خود را بر عليه موساى غريب بشوراند ، و در آيات و نشانه‌هاى الهى - عصا و يد بيضا - با اين سخن كه اينها سحر تو هستند ، القاى شبهه نمايد . و اين بدان خاطر بود كه سحر در سرزمين مصر گسترده بود و بسيارى از ساحران پيروان فرعون بودند . سحر ، خيال و پندارى بىحقيقت است كه چشم و حواس آدمى را فريب مىدهد ، همانگونه كه گاهى احساس انسان فريب مىخورد و در خيال خود چيزهائى را مىبيند كه وجود خارجى ندارند ، امّا نشانه‌هاى همراه موسى ساخته قدرت خداى سبحان بود ، قدرتى كه آتش را بر ابراهيم عليه السّلام سرد و سلام كرد ، ولى عامّه مردم نوعا قوه تميز و تشخيص حق و باطل و خيال و واقع را ندارند ، به علاوه كه گاهى كثرت و زيادتى غالب آيد ، و فرعون نيز با توجه به حال مردم و نيروى فريبنده سحر بود كه از موضع قدرت با موسى برخورد كرد و گفت : « مسلما ما هم سحرى همانند آن براى تو خواهم آورد اكنون تاريخ مشخصى بين ما و خود قرار ده كه هيچ يك از آن تخلف نكنيم ، در مكانى مساوى و برابر ! »

--> ( 1 ) - طه / 56 . ( 2 ) - طه / 58 - 57 .